قاصدک

«من کیستم»؟!

نویسنده: کامران احمدی

یکی از دغدغه‌های اصلی جامعه جوان ما این است که نمی‌توانند برای خیلی از مسائل زندگی تصمیم بگیرند،یا شاید گه‌گاه دیده‌ایم که عقاید‌مان ثبات لازم را ندارند، گاهی اعتقادات‌‌مان را زیر سوال می‌بریم و گاهی همان اعتقادات را تایید می‌کنیم. شما اگر برای انتخاب‌های اصلی زندگی‌ خود مثل انتخاب رشته دانشگاهی، انتخاب همسر، انتخاب سلیقه‌های زندگی و انتخاب‌های دیگر زندگی نمی‌توانید تصمیم بگیرید و یا برای تصمیم‌گیری باید از افراد مهم زندگی‌ خود دستور بگیرید، زندگی شما دچار یک بحران است، بحرانی به اسم بحران هویت، بحرانی که امروزه یکی از معضلات عمده کشور است.

هویت یکی از جنبه‌های اصلی رشد فردی و اجتماعی در دوران نوجوانی است؛ پاسخ به این سوال که من «کیستم»؟!

هویت

متاسفانه بحث و پرسش و پاسخ در مورد هویت آن‌قدر در جامعه ما کم است که یک نوجوان معنای واژه‌ای به این مهمی رو نمی‌داند و این خود یک بحران است. هویت از نظر برزونسکی یک نظام کنترل است که مجموعه‌ای از هنجارها و ضد هنجارها را در فرد ایجاد می‌کند. طبق این رویکرد شناختی-اجتماعی در بررسی هویت باید به تفاوت‌های فرد در چگونگی پردازش اطلاعات مربوط به خود و چگونگی برخورد با تعارضات و تصمیم‌گیری‌های شخصی را مدنظر قرار داد. واضح‌تر بگویم؛ شما با توجه به جنسیت، سن، مذهب، فرهنگ و پایگاه اجتماعی و خانوادگی یاد می‌گیرید که چگونه اطلاعات رو پردازش کنید و چگونه قدرت تصمیم‌گیری در برابر مشکلات و مسایل زندگی را داشته باشید. حال ببینیم چگونه ما دچار بحران هویت می‌شویم و این بحران چه مشکلاتی را برای ما ایجاد خواهد کرد.

خانواده اولین بذر رشد فردی و مبنای شخصیت را در انسان فراهم می‌سازد، کودک در خانواده روابط اجتماعی با دیگران را می‌آموزد و اصول و قواعد اخلاقی را یاد می‌گیرد. خانواده به عنوان فیلتری برای عقاید، ارزش‌ها و نگرش‌های مربوط به فرهنگ یک جامعه محسوب می‌گردد و آن‌ها را به یک شیوه بسیار اختصاصی و انتخابی به کودک ارائه می‌دهد.
روان‌شناسان جهت انجام تحقیقات در زمینه تاثیر خانواده بر رشد شخصیت کودک به طور معمول روابط خانوادگی را به چهار دسته تقسیم می‌کند.

  • خانواده‌های استبدادی که در آن بر قدرت و احترام به والدین بیش از اندازه تاکید می‌شود. در این نوع خانواده‌ها کودک هیجانات خود را باید کنترل کند و بایدهایی که پدر و مادر برای آن‌ها در نظر می‌گیرد را دنبال می‌کند و مصلحت‌ها را رعایت می‌کند و به‌این‌خاطر از زندگی خود راضی نیستند. روابط اجتماعی فرزندان در جامعه بیشتر به این صورت است که گرایش به مدارا و رعایت حال و وضع دیگران دارند، صبر و تحمل آن‌ها پایین بوده و همچنین خواسته‌های دیگران را در اولویت قرار می‌دهند. این‌گونه خانواده‌ها برای تربیت فرزندان خود مانع کنجکاوی کودکان شده و زمانی‌که کودکان قصد انجام هر کاری را دارند به‌کرات و بدون هیچ توضیحی از واژه‌های “دست‌نزن” و “نکن” استفاده می‌کنند.
  •  خانواده‌های دموکراتیک خانواده‌هایی هستند که در آن هر یک از اعضای خانواده در اجرای امور زندگی دارای حقوق و امتیازات یکسانی می‌باشند. شاخه اصلی این خانواده‌ها در رابطه با فرزندان‌شان هدایت کردن، حمایت، صمیمیت و مقبولیت است. روابط اجتماعی فرزندان در جامعه به این صورت است که هم دافعه دارند و هم جاذبه یعنی می‌توانند در موارد ضروری نرم باشند و کوتاه بیایند و هم در صورت تهدیدات از خود دافعه نشان بدهند و برای دیگران از طریق مرزها خط قرمزهای خود را مشخص کنند. قدرت تصمیم‌گیری بسیار بالا از دیگر شاخصه‌های فرزندان این طیف از خانواده‌ها است.
  • خانواده‌های پذیرنده از وجود کودک خود به شدت استقبال می‌کنند. شاید فکر کنید این نوع از تربیت بهترین روش تربیتی است در حالی‌که اینطور نیست؛ چون فرزندانی که در این خانواده‌ها هستند دست و دلشان به هر کاری نمی‌رود و نمی‌توانند خود را مجبور به انجام هر کاری بکنند و فقط کارهایی انجام می‌دهند که به آن شوق و علاقه داشته باشد. در این خانواده‌ها هم از واژه‌های دست نزن و نکن زیاد استفاده می‌شود اما نه برای این‌که نمی‌توانی بلکه به این دلیل که خودم برایت انجامش می‌دهم.
  • خانواده‌های طردکننده از وجود فرزندان خود ناراضی هستند، این دسته از والدین به دلیل درگیری‌های زیاد و مشغولیت ذهنی به نیازهای فرزندان خود توجهی ندارند، همچنین از توجه لازم به نوجوانان یا ارائه حمایت همدلانه مورد نیاز وی درمی‌مانند. این‌گونه رفتار باعث می‌شود که فرزندان به بهره‌کشی از دیگران تمایل داشته باشند و مدام به سرزنش خود بپردازند، که نتیجه‌ی آن الگوی ضد اجتماعی و اختلال رفتاری است.

 سبک‌های هویت زیر را خوب مطالعه کنید و ببینید شما جزو کدوم یک از سبک‌های هویت هستید.

سبک اطلاعاتی
نوجوانانی که از سبک اطلاعاتی استفاده می‌کنند به طور فعال به جست‌وجو و ارزیابی اطلاعات مربوط به خود می‌پردازند. آن‌ها تمایل دارند به بررسی راه‌حل‌های چندگانه و جستجو درباره‌ی نقش‌های گوناگون بپردازند. ویژگی اصلی افرادی که دارای این سبک هویت هستند این است که افرادی بازخورددهنده، وظیفه‌شناس، پذیرای تجارب جدید، مسئله‌مدار و وقت‌شناس و حساس در تصمیم‌گیری هستند. وقتی شما برای شناخت بیش‌تر خود علاقه به تجربه‌ی کارهای تازه‌ دارید، شما بهترین و موفق‌ترین نوع هویت را دارا هستید. این افراد معمولاً  دارای قدرت بالا در تصمیم‌گیری، شناخت، خودمختاری و ثبات شخصیتی هستند .

سبک هنجاری
این افراد وقتی با تصمیمات مهم رو‌به‌رو می‌شوند به جست‌وجو و مشورت با منابع قدرت و افراد مهم دیگر می‌پردازند که اغلب اوقات این اشخاص دارای قدرت همان کسانی هستند که خودپنداره‌اش را بر مبنای استانداردهای آن‌ها استوار کرده‌اند. این سبک با ویژگی‌هایی مانند وظیفه‌شناسیِ مفرط، کمک‌خواهی و ناشکیبایی رابطه دارد. افرادی که دارای این سبک هستند اعتقاد دارند که جوری باید رفتار کنند که افراد مهم زندگی به‌آن معتقدند.

سبک سَر‌درگُم
این سبک نماد به‌تأخیر‌انداختن و شانه‌خالی‌کردن در برابر مسائل‌کاری و زندگی است، همچنین دارای سطوح پایین تعهد و همچنین عزت‌نفس پایین می‌باشند. افراد دارای این سبک در مواقع تصمیم‌گیری حسِ ترس و اضطراب می‌گیرند و در این موقعیت اغلب از راهبردهای نامناسب مانند اجتناب، بهانه‌آوردن و دلیل‌تراشی استفاده می‌کنند و بیش‌تر مواقع نمی‌توانند تصمیم بگیرند و یا تصمیم‌گیری برای‌شان دشوار است. سردرگمی شاخصه اصلی این سبک از هویت است، سردرگمی در تصمیم‌گیری، اعتقادات، خودشناسی و حتی علایق شخصی.

 

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن