شماره دو: اوتیسم

مقایسۀ اثربخشی روش مدل‌سازی ویدئویی رهنمودی و خود‌مدل‌سازی ویدئویی

بخش ششم/ دایره
نویسنده: مهیا عابدی

در این پژوهش سه‌ فرضیه وجود دارد:

1) بین تأثیر روش مدل‌سازی ویدئویی رهنمودی و خودمدل‌سازی ویدئویی بر ارتباط کلامی کودکان اوتیسم تفاوت وجود دارد.
2) بین تأثیر روش مدل‌سازی ویدئویی رهنمودی و خودمدل‌سازی ویدئویی بر تعاملات اجتماعی کودکان اوتیسم تفاوت وجود دارد.
3) بین تأثیر روش مدل‌سازی ویدئویی رهنمودی و خود‌مدل‌سازی ویدئویی بر پاسخ‌های هیجانی/اجتماعی کودکان اوتیسم تفاوت وجود دارد.

این پژوهش از نوع نیمه‌تجربی با دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل بود و در سه سطح پیش‌آزمون، پس‌آزمون و پیگیری موردِمطالعه قرار گرفت. درمجموع 18 کودک 4 تا 8 سالۀ مبتلا به اختلال اوتیسم موردِآزمایش قرار گرفتند.

دررابطه‌با نتایج پژوهش، به‌منظور تجزیه و تحلیل داده‌ها اول از همه، تمام مفروضه‌های آماری موردِنیاز، موردِبررسی قرار گرفت. نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس چند‌متغیری حاکی از آن بود که در وهلۀ نخست میان سه گروه موجود (شامل دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل) ازلحاظ متغیرهای ارتباط کلامی و تعاملات اجتماعی تفاوت معنی‌داری وجود دارد. به‌این‌ترتیب در عملکرد ارتباط کلامی و تعاملات اجتماعی کودکان اوتیستیک در بین سه گروه موردِمطالعه تفاوت وجود دارد. این تفاوت دررابطه‌با متغیر پاسخ‌های هیجانی/اجتماعی مشاهده نشد. در درجۀ بعد نتایج به‌دست‌آمده از مقایسۀ دو‌به‌دوی گروه‌ها نشان‌دهندۀ آن بود که دو روش مدل‌سازی ویدئویی رهنمودی و خودمدل‌سازی ویدئویی هریک توانسته است موجب کاهش در نشانگان اوتیسم شامل ارتباط کلامی و تعاملات اجتماعی بشود اما هیچ‌کدام بر پاسخ‌های هیجانی/اجتماعی این کودکان تأثیرگذار نبوده است. در سطح پس‌آزمون، بین این دو روش ازلحاظ تأثیرگذاری تفاوتی مشاهده نشد. دررابطه‌با تداوم تأثیر هریک از دو روش مداخله‌ای موردِمطالعه، نتایج موجود نشان‌دهندۀ آن است که در سطح پیگیری بین گروه‌های آزمایش و کنترل، به‌ترتیب ازلحاظ ارتباط کلامی و تعاملات اجتماعی تفاوت معنی‌داری وجود دارد و بر اساس تفاوتی ازلحاظ پاسخ‌های هیجانی/اجتماعی مشاهده نشد. از مقایسۀ دو‌به‌دویِ گروه‌ها درمی‌یابیم که دررابطه‌با متغیر ارتباط کلامی، پس از گذشتِ سه ‌ماه از انجام مداخلات، گروهی که تحت ‌تأثیر روش خودمدل‌سازی ویدئویی موردِمداخله قرار گرفته بودند، نسبت به گروه کنترل همچنان میزان بالاتری از عملکرد در ارتباط کلامی را نشان می‌دادند درحالی‌که میان اعضای گروهی که تحت مداخلۀ مدل‌سازی ویدئویی رهنمودی قرار گرفته بودند با اعضای گروه کنترل، از این لحاظ تفاوتی مشاهده نشد. دررابطه‌با متغیر تعاملات اجتماعی نیز نتایج مشابهی به‌دست آمد به این صورت که پس از گذشت 3 ماه از انجام مداخلات، روش خود‌مدل‌سازی ویدئویی نسبت به گروه کنترل، همچنان به بهبود عملکرد در تعاملات اجتماعی کودکان اوتیستیک منجر شد. درحالی‌که روش مدل‌سازی ویدئویی رهنمودی نتوانست تأثیر خود را بر تعاملات اجتماعی این کودکان حفظ کند. دررابطه‌با متغیر پاسخ‌های هیجانی/اجتماعی، پس از گذشت 3 ماه، در سطح پیگیری، هیچ تفاوتی میان هیچ‌یک از دو روش موردِمطالعه و گروه کنترل مشاهده نشد.
می‌توان به‌طورِ خلاصه گفت این روشِ درمانی اثر‌گذار است ولی همچنان راه طولانی باید برویم تا در کشور از آن به‌عنوان یک راه جایگزین استفاده کنیم.
همچنین تجربۀ من نشان می‌دهد که این روش برای کودکان اوتیسم با شدت متوسط و شدید می‌تواند بسیار مناسب و هدایت‌کننده باشد.

 

 

 

 

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن